محمد تقي جعفري

200

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بالا بدون حيازت مرحلهء پائين تحقق نمىپذيرد . بدينجهت هر يك از شئون « حيات معقول » براى وصول به مرحلهء عالىتر بعد وسيله اى را نيز دارا مىباشد . بعنوان مثال : ما كه امروز و در اين ساعت معين در اين كلاس براى بحث و گفتگو در بارهء مسائل مربوط به « حيات معقول » نشسته‌ايم ، از ديدگاه « حيات معقول » قابل تحليل به دو بعد يا دو عنصر اساسى مىباشد : بعد يا عنصر يكم - جنبهء هدفى اين بحث و گفتگو است كه ما آگاهانه و با تنظيم نمودهاى جبرى و جبرنماى طبيعت و روابط همنوعان خود ، اين ساعت را براى خود آماده نموده‌ايم ، شخصيت ما در آماده كردن اين ساعت ، با بهره بردارى از انديشه و تصور هدف و انتخاب وسيله‌هاى مناسب ، تلاشهاى متنوع نموده و اين حادثه را براى ما بوجود آورده است ، اين حادثه تموجى معقول از حيات ما است ، اين تموج معقول يكى از حركات ذاتى حيات ما است كه از متن خود حيات سر كشيده است . بوجود آوردن اين تموج دامنهء همان « كن » ( باش ) است كه خداوند هستىآفرين براى بوجود آوردن جهان هستى گفته است . بعد يا عنصر دوم - كارى كه ما در اين ساعت انجام مىدهيم ، مىتواند مقدمه اى مفيد براى تفكرات صحيح در بارهء موضوع كارمان كه « حيات معقول » است ، بوده باشد ، كه اگر به تفكراتى صحيح موفق شديم ، و در زندگى خود روش هنرى را مثلا انتخاب كرديم هنرهائى كه از مغزهاى ما بروز خواهد كرد معقولتر و اصيلتر و مفيدتر خواهد بود ، و اين آثار هنرى معقول و اصيل تموج عاليترى از « حيات معقول » ما است كه سر خواهد كشيد و بنوبت خود در ايجاد گرديدنهاى تكاملى فردى و اجتماعى تأثير خواهد گذاشت . آيهء قرآنى كه لزوم اين عنصر را در « حيات معقول » تذكر مىدهد ، اينست كه مىگويد : * ( وَالسَّابِقُونَ ، السَّابِقُونَ أُولئِكَ ) * ( 1 ) ( آن انسانهائى كه در حال سبقتجويى [ در ميدان حيات معقول ] هستند شايستهء نزديكى به پيشگاه

--> ( 1 ) الواقعه آيه 10 .